تهرانی نیوز - پايگاه اطلاع رسانی تهرانی نيوز

[نسخه مخصوص چاپ ]

SHAHRDARINEWS.COM


فرش دستباف؛ میراثی که اقتصاد آن را زمین‌گیر کرده است
تاريخ خبر: چهارشنبه، 15 مهر 1405 ساعت: 15:28

 اما امروز این میراث دیرینه با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و ساختاری مواجه شده که ادامه حیات آن را با چالش مواجه کرده است. افزایش قیمت نخ، پشم، رنگ و سایر مواد اولیه، رشد هزینه نیروی کار، کاهش درآمد واقعی بافندگان، دشواری فروش و کاهش قدرت خرید مردم، بخشی از مشکلاتی است که اقتصاد فرش دستباف خراسان رضوی را تحت فشار قرار داده است. در این میان، بافنده بیش از همه در معرض این فشار قرار دارد؛ کسی که ماه‌ها برای تولید یک تخته فرش زمان و انرژی صرف می‌کند، اما در نهایت ممکن است دستمزدی دریافت کند که تناسبی با میزان کار و هزینه‌های زندگی او نداشته باشد.

کاهش صرفه اقتصادی قالیبافی، تنها به درآمد امروز بافندگان محدود نمی‌شود؛ پیامد آن را می‌توان در کاهش رغبت جوانان برای ورود به این حرفه و خروج تدریجی بافندگان باتجربه نیز مشاهده کرد. با رفتن نیروهای ماهر، بخشی از دانش و تجربه‌ای که طی سال‌ها و نسل‌های مختلف در زمینه طراحی، رنگرزی، انتخاب مواد اولیه و شیوه بافت شکل گرفته، در معرض فراموشی قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، ورود افراد کم‌تجربه و استفاده از مواد اولیه نامرغوب برای کاهش هزینه تولید می‌تواند کیفیت و اعتبار فرش تولیدی استان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

قالیبافی هنری که مانند گذشته صرفه اقتصادی ندارد

یکی از بافندگان قدیمی فرش دستبافت خراسان رضوی، افزایش قیمت مواد اولیه، کاهش صرفه اقتصادی قالیبافی، ورود افراد غیرمتخصص و کاهش تمایل جوانان به یادگیری این هنر را از مهم‌ترین مشکلات پیش روی فرش دستبافت در استان دانست و گفت: اگر وضعیت اقتصادی بافندگان بهبود پیدا نکند، نمی‌توان انتظار داشت نسل جدید همچنان پای دار قالی بنشیند و این هنر را به نسل‌های آینده منتقل کند.

مصطفی زابلی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که امروز بافندگان فرش دستبافت با آن مواجه هستند، افزایش قیمت مواد اولیه است؛ نخ، پشم و سایر مواد مورد نیاز برای بافت فرش سهم قابل توجهی از هزینه تولید را تشکیل می‌دهند و افزایش قیمت این مواد، به‌ صورت مستقیم بر هزینه تمام‌ شده و درآمد بافنده اثر می‌گذارد.

وی افزود: از سوی دیگر، هزینه نیروی کار نیز افزایش پیدا کرده و همین موضوع موجب شده قیمت تمام‌شده فرش افزایش یابد، اما مسئله این است که بازار نیز توان پذیرش هر قیمتی را ندارد و تولید کننده نمی‌تواند بدون توجه به قدرت خرید مشتری، قیمت محصول را افزایش دهد.

این بافنده قدیمی فرش دستبافت ادامه داد: در چنین شرایطی تولید کننده با دو انتخاب دشوار مواجه می‌شود؛ یا قیمت فرش را افزایش دهد که ممکن است موجب از دست رفتن مشتری شود، یا برای کاهش هزینه‌ها از مواد اولیه ارزان‌تر استفاده کند که این موضوع نیز می‌تواند کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهد.

زابلی با بیان اینکه هیچ‌یک از این دو مسیر نمی‌تواند آینده مناسبی برای فرش دستبافت رقم بزند، تصریح کرد: اگر قرار است فرش دستبافت خراسان رضوی جایگاه خود را حفظ کند، باید هم هزینه‌های تولید مدیریت شود و هم کیفیت فرش مورد توجه قرار گیرد، زیرا کاهش کیفیت در نهایت به اعتماد مشتری و اعتبار فرش دستبافت آسیب می‌زند.

وی یکی دیگر از مشکلات این حوزه را ورود افراد غیرمتخصص و کم‌تجربه به عرصه قالیبافی عنوان کرد و گفت: قالیبافی یک حرفه تخصصی است و فردی که قصد ورود به این حوزه را دارد باید پیش از آغاز کار، آموزش‌های لازم را فرا بگیرد.

این بافنده خاطرنشان کرد: بافنده باید شناخت کافی از مواد اولیه داشته باشد، بداند چه نوع نخ و پشمی برای تولید فرش مناسب است، نقشه را به ‌درستی اجرا کند و اصول فنی بافت را رعایت کند. اگر این مهارت‌ها وجود نداشته باشد، نتیجه کار می‌تواند کاهش کیفیت فرش و در نهایت آسیب به اعتبار فرش دستبافت باشد.

فرش دستباف؛ میراثی که اقتصاد آن را زمین‌گیر کرده است

زابلی ادامه داد: این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فرش تولید شده قرار است در بازارهای رقابتی عرضه شود؛ زیرا مشتری در نهایت کیفیت محصول را بررسی و درباره خرید آن تصمیم‌گیری می‌کند و اگر کیفیت فرش کاهش پیدا کند، نمی‌توان انتظار داشت بازار همچنان اعتماد خود را حفظ کند.

وی همچنین کاهش رغبت جوانان به قالیبافی را یکی دیگر از نگرانی‌های جدی این حوزه دانست و اظهار کرد: شرایط اقتصادی این حرفه به گونه‌ای نیست که بتواند مانند گذشته جوانان را جذب کند. جوان امروز به دنبال شغلی است که درآمد و آینده آن برایش قابل پیش‌بینی باشد و زمانی که قالیبافی نیازمند ماه‌ها کار و صرف انرژی است، اما درآمد حاصل از آن با هزینه‌های زندگی تناسب ندارد، طبیعی است که جوانان به سمت مشاغل دیگر بروند.

این بافنده فرش دستبافت با اشاره به اهمیت قالیبافی برای خانوارهای روستایی اظهار کرد: این مسئله در روستاها اهمیت بیشتری دارد، زیرا قالیبافی برای بسیاری از خانواده‌ها، به‌ ویژه زنان، امکان کسب درآمد در محیط خانه را فراهم کرده است.

زابلی، خاطرنشان کرد: کاهش فعالیت در حوزه قالیبافی تنها به معنای کاهش تولید یک محصول نیست، بلکه می‌تواند اشتغال خانوارهای روستایی و بخشی از دانش و مهارت سنتی این هنر را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اگر قرار باشد قالیبافی در نسل‌های آینده ادامه پیدا کند، نخست باید وضعیت اقتصادی بافنده بهبود یابد. بافنده باید بتواند از هنری که سال‌ها برای یادگیری و انجام آن وقت گذاشته است، زندگی خود را تأمین کند.

وی گفت: نمی‌توان از بافنده انتظار داشت سال‌ها پای دار قالی بنشیند و این هنر را به نسل بعد منتقل کند، اما درآمد حاصل از کار او پاسخگوی هزینه‌های زندگی نباشد. حفظ فرش دستبافت، پیش از هر چیز نیازمند حفظ جایگاه و معیشت بافنده است.

نباید برای کاهش هزینه تولید، کیفیت مواد اولیه را قربانی کرد

با توجه به چالش‌های پیش روی فرش دستبافت در خراسان رضوی، کاهش نیروی انسانی متخصص، خروج بافندگان باتجربه، ورود افراد کم‌تجربه، استفاده از مواد اولیه نامرغوب و افت کیفیت از مهم‌ترین تهدیدهای پیش روی این هنر است به طوری که اگر روند خروج نیروهای ماهر از چرخه تولید ادامه پیدا کند و کیفیت قربانی کاهش هزینه شود، آینده فرش دستبافت با خطر جدی مواجه خواهد شد.

یک پژوهشگر فرش دستبافت، در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: مشکلات فرش دستبافت را نمی‌توان تنها در مسائل اقتصادی خلاصه کرد؛ یکی از مهم‌ترین مشکلات سال‌های اخیر، کاهش تعداد بافندگان و کم شدن انگیزه نیروی انسانی برای فعالیت در این حوزه است.

سید مهدی هاشمی افزود: زمانی که قالیبافی از نظر اقتصادی توجیه خود را از دست می‌دهد، طبیعی است که نیروی انسانی نیز به تدریج از این حرفه فاصله بگیرد، اما مسئله مهم این است که فرش دستبافت تنها به نیروی کار نیاز ندارد، بلکه به نیروی کار ماهر و باتجربه وابسته است.

این پژوهشگر فرش دستبافت ادامه داد: یک بافنده باتجربه در طول سال‌ها فعالیت، شناخت دقیقی از طرح، رنگ، نخ، پشم، تراکم بافت و کیفیت پیدا می‌کند و چنین تجربه‌ای در مدت کوتاه به دست نمی‌آید؛ بنابراین خروج بافندگان باتجربه از چرخه تولید، صرفاً به معنای کاهش تعداد نیروی کار نیست، بلکه می‌تواند به از دست رفتن بخشی از دانش و مهارت این هنر منجر شود.

هاشمی ورود افراد کم‌تجربه و فاقد اطلاعات کافی به حوزه فرش و هم‌زمان خروج نیروهای متخصص را یکی از آسیب‌های جدی این صنعت عنوان کرد و گفت: زمانی که افراد باتجربه از چرخه تولید خارج شوند و افراد کم‌تجربه جای آن‌ها را بگیرند، کیفیت فرش نیز به تدریج تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

وی با بیان اینکه اصالت، تنوع و کیفیت از عوامل مهم جایگاه فرش ایرانی در بازار بوده است، افزود: در سال‌های گذشته توجه به طرح، نقشه، رنگرزی و کیفیت تولید توانسته بود جایگاه فرش را در بازارهای داخلی و خارجی تقویت کند و برای حفظ این جایگاه، همچنان به برنامه‌ریزی و مراقبت جدی نیاز داریم.

این پژوهشگر فرش دستبافت، استفاده از مواد اولیه مناسب را یکی از اصول اساسی تولید فرش باکیفیت دانست و گفت: پشم مناسب، رنگ باکیفیت و رعایت اصول فنی بافت، از عوامل مؤثر در تولید یک فرش مطلوب هستند و نباید برای کاهش هزینه تولید، کیفیت مواد اولیه را قربانی کرد.

فرش دستباف؛ میراثی که اقتصاد آن را زمین‌گیر کرده است

هاشمی هشدار داد: ممکن است استفاده از مواد اولیه ارزان‌تر در ابتدا هزینه تولید را کاهش دهد و محصول با قیمت پایین‌تری عرضه شود، اما در نهایت مشتری کیفیت فرش را تشخیص می‌دهد و تداوم این روند می‌تواند به اعتماد بازار و اعتبار فرش دستبافت آسیب وارد کند.

وی با تأکید بر اینکه بازار فرش بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد و اعتماد مشتری زمانی شکل می‌گیرد که محصول از کیفیت، اصالت و ویژگی‌های فنی لازم برخوردار باشد، یکی دیگر از موضوعات مهم در حوزه فرش دستبافت را حفظ اصالت طرح و نقش اعلام و اظهار کرد: فرش هر منطقه بخشی از هویت فرهنگی آن منطقه است و طرح‌ها و نقوشی که طی سال‌ها شکل گرفته‌اند، نباید صرفاً برای کاهش هزینه یا افزایش سرعت تولید کنار گذاشته شوند.

وی ادامه داد: البته حفظ اصالت به معنای بی‌توجهی به نیازهای بازار نیست. فرش باید در عین حفظ هویت و ویژگی‌های سنتی خود، با نیاز و سلیقه بازار نیز هماهنگ شود. مشتری امروز ممکن است اندازه، رنگ، طرح و حتی نوع کاربرد متفاوتی از فرش بخواهد، بنابراین تولید کننده باید هم اصالت فرش را بشناسد و هم بازار و نیاز مشتری را درک کند.

این پژوهشگر فرش دستبافت کاهش حضور جوانان در عرصه قالیبافی را یکی از نگرانی‌های جدی آینده این هنر دانست و اظهار کرد: اگر جوانان وارد این حرفه نشوند، بخشی از دانش و مهارت سنتی فرش به تدریج از بین خواهد رفت.

فرش دستباف را نمی‌توان صرفاً با ماشین و فناوری جایگزین کرد، زیرا بخش مهمی از ارزش این محصول به دست انسان، مهارت، تجربه و ظرافت کار بافنده وابسته است؛ بنابراین اگر نسل جوان وارد این عرصه نشود، حتی بهترین نقشه‌ها و باکیفیت‌ترین مواد اولیه نیز نمی‌تواند مشکل کمبود نیروی انسانی متخصص را برطرف کند.

این پژوهشگر فرش دستبافت با تأکید بر ضرورت نگاه جامع به حمایت از این صنعت گفت: حمایت از فرش باید هم‌زمان شامل حمایت اقتصادی از بافندگان، آموزش تخصصی، حفظ کیفیت، تأمین مواد اولیه مناسب و ایجاد بازار فروش باشد و نمی‌توان تنها با حمایت از یک بخش انتظار داشت مشکلات این حوزه برطرف شود.

هاشمی خاطرنشان کرد: اگر نیروی متخصص همچنان از چرخه تولید خارج شود و کیفیت برای کاهش هزینه‌ها قربانی شود، ممکن است در آینده تنها نام و خاطره فرش دستبافت باقی بماند، بدون اینکه زنجیره واقعی تولید توان ادامه فعالیت داشته باشد. حفظ این هنر نیازمند حفظ نیروی انسانی، کیفیت و ارتباط مؤثر با بازار است.

بازار جهانی را به رقبا واگذار نکنیم

مسئله فرش را نمی‌توان صرفاً از منظر تولید بررسی کرد، حتی اگر تولید فرش با کیفیت مطلوب انجام شود، بدون بازار فروش و ارتباط مؤثر با مشتریان داخلی و خارجی، این صنعت نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد.

یک صادرکننده فرش دستبافت، خاطرنشان کرد: فرش دستبافت ایران سال‌ها از جایگاه ویژه‌ای در بازارهای جهانی برخوردار بوده است، اما طی سال‌های اخیر رقابت در این بازار افزایش یافته و کشورهای مختلف با شناخت سلیقه مشتریان و تطبیق تولیدات خود با نیاز بازار، توانسته‌اند سهم بیشتری از بازار جهانی را به خود اختصاص دهند.

علی بیاری‌نژاد، در این باره اظهار کرد: کشورهای رقیب با سلیقه‌یابی و شناخت نیاز بازار، خود را به‌روز کرده‌اند و توانسته‌اند با قیمت کمتر بخشی از خواسته‌های بازارهای هدف را تأمین کنند، در حالی که یکی از مشکلات فرش ایرانی، فاصله قابل توجه تولیدکننده با بازار نهایی است.

وی با اشاره به عملکرد کشورهای رقیب در بازار جهانی فرش افزود: کشورهایی مانند چین، هند و پاکستان توانسته‌اند با شناخت بهتر مشتری و تولید محصول متناسب با نیاز بازار، جایگاه خود را تقویت کنند و سهم بیشتری از بازار جهانی به دست آورند.

این صادرکننده فرش دستبافت ادامه داد: نباید این رقابت را ساده گرفت. فرش ایرانی از سابقه، اعتبار و پیشینه فرهنگی بسیار ارزشمندی برخوردار است، اما بازار جهانی صرفاً بر اساس سابقه تاریخی تصمیم نمی‌گیرد؛ مشتری به عواملی مانند قیمت، کیفیت، طرح، رنگ، اندازه و تناسب محصول با نیاز خود توجه می‌کند. ضمن اینکه تولیدکننده ایرانی باید بداند برای چه بازاری تولید می‌کند و چه محصولی مورد نیاز مشتری آن بازار است.

فرش دستباف؛ میراثی که اقتصاد آن را زمین‌گیر کرده است

وی با بیان اینکه صادرات فرش با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه است، اظهار کرد: افزایش هزینه‌های تولید، دشواری دسترسی به برخی بازارها، مشکلات حمل‌ونقل و محدودیت‌های تجارت خارجی، همگی بر روند صادرات فرش تأثیر گذاشته‌اند.

بیاری‌نژاد با اعلام اینکه تحریم‌ها و محدودیت‌های تجاری نیز شرایط فعالیت صادرکنندگان را دشوارتر کرده است، ادامه داد: اگر مسیر صادرات دشوار باشد، این مشکل در نهایت به تولید کننده منتقل می‌شود؛ زیرا صادر کننده زمانی که با مشکلات بازار، افزایش هزینه‌های تولید و رقابت خارجی مواجه باشد، توان و امکان سفارش‌گذاری کمتری خواهد داشت. کاهش سفارش‌های خارجی در نهایت به کاهش میزان تولید منجر می‌شود و این مسئله مستقیماً بر وضعیت بافنده و معیشت او اثر می‌گذارد.

این صادرکننده فرش دستبافت همچنین به موضوع واسطه‌ها و فاصله میان تولید کننده و مشتری نهایی اشاره کرد و گفت: بافنده معمولاً امکان دسترسی مستقیم به بازارهای بزرگ داخلی و خارجی را ندارد و محصول او از مسیرهای مختلف به دست مصرف‌کننده می‌رسد. اگر سهم تولیدکننده و به‌ ویژه بافنده از قیمت نهایی محصول پایین باشد، انگیزه او برای ادامه فعالیت نیز کاهش پیدا می‌کند.

بیاری‌نژاد با اعلام اینکه برای حل این مشکل باید ارتباط میان بافنده، تولیدکننده، فروشنده و صادرکننده منسجم‌تر شود، خاطرنشان کرد: استفاده از روش‌های جدید فروش، معرفی مناسب محصولات در بازارهای خارجی و شناخت مستقیم مشتری می‌تواند به تقویت جایگاه فرش ایرانی کمک کند.

این صادرکننده فرش دستبافت با تأکید بر اینکه بازارهای هدف نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند، تصریح کرد: مشتری امروز انتخاب‌های بیشتری دارد و کشورهای مختلف تلاش می‌کنند محصولات خود را متناسب با سلیقه و نیاز او عرضه کنند؛ بنابراین تولید کننده ایرانی نیز باید تغییرات بازار را جدی بگیرد.

بیاری‌نژاد ادامه داد: به‌روز شدن طرح‌ها، توجه به رنگ‌بندی، تولید فرش در اندازه‌های متنوع و شناخت کاربردهای جدید فرش می‌تواند بخشی از راهکارهای بازگشت به بازارهای جهانی باشد. البته در مسیر به‌روز شدن نباید اصالت فرش ایرانی از بین برود. مزیت اصلی فرش ایران همچنان کیفیت، اصالت و پشتوانه فرهنگی آن است و باید این مزیت در کنار روش‌های جدید بازاریابی و فروش مورد استفاده قرار گیرد.

امروز مسئله تنها این نیست که چند متر فرش تولید می‌شود؛ مسئله این است که چه تعداد بافنده حاضرند همچنان پای دار قالی بنشینند. اگر بافنده نتواند از هنر خود درآمد مناسبی داشته باشد، جوان به این حرفه وارد نمی‌شود؛ اگر جوان وارد نشود، دانش سنتی انتقال پیدا نمی‌کند؛ اگر کیفیت افت کند، بازار از دست می‌رود و اگر بازار از دست برود، دیگر تولید نیز توجیه اقتصادی نخواهد داشت.

بدون شک فرش دستباف خراسان رضوی هنوز ظرفیت بازگشت به روزهای رونق را دارد، اما این ظرفیت تنها زمانی بالفعل خواهد شد که بافنده، پژوهشگر و صادرکننده هر سه در یک زنجیره منسجم دیده شوند؛ زنجیره‌ای که هدف آن نه فقط حفظ یک هنر قدیمی، بلکه ایجاد آینده‌ای اقتصادی برای کسانی باشد که این هنر را زنده نگه داشته‌اند.