تهرانی نیوز - پايگاه اطلاع رسانی تهرانی نيوز

[نسخه مخصوص چاپ ]

SHAHRDARINEWS.COM


ذخایر کالا پابرجاست، حالا نوبت حمایت از تولید است
تاريخ خبر: سه شنبه، 7 مهر 1405 ساعت: 15:23

 حسین محمودی‌اصل در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اظهارنظر اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره احتمال فروپاشی اقتصاد ایران طی دو هفته آینده، اظهار کرد: پیش از این نیز چنین اظهارنظرهایی از سوی مقامات مختلف آمریکایی مطرح شده بود، اما واقعیت این است که با وجود حدود ۹ ماه درگیری و فشار در حوزه‌های مختلف اقتصادی، تجاری و تولیدی، اقتصاد ایران با فروپاشی یا قحطی و کمبود گسترده کالا مواجه نشد. یکی از دلایل مهم این مسئله، توجه به کالاهای اساسی و ذخایر این کالاها بود. حتی در شرایطی که بخشی از کالاها به کشورهای همسایه نیز به شکل قاچاق و سازمان‌یافته منتقل می‌شد، نیازهای داخلی تا حد زیادی تامین شد و این موضوع مانع از شکل‌گیری قحطی شد.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه فشار اصلی بر دوش مردم بود، گفت: صبر و تحمل مردم یکی از عواملی بود که باعث شد اقتصاد بتواند این شرایط را پشت سر بگذارد. وقتی قیمت برخی کالاها ۳۰ درصد افزایش پیدا می‌کند، اما تورم برخی کالاهای اساسی بسیار بالا می‌رود، طبیعی است که فشار زیادی به مردم وارد شود؛ با این حال مردم این وضعیت را تحمل و همراهی کردند.

وی با اشاره به مذاکرات و تفاهم‌های صورت‌گرفته، اظهار کرد: با همین دانسته‌ها و محاسبات بود که تصمیمات مختلف گرفته شد و حتی اگر بخشی از تفاهم‌نامه اجرا می‌شد، باز هم می‌توانست برای ایران دستاوردهایی داشته باشد.

محمودی‌ اصل با اشاره به وضعیت منابع مالی کشور گفت: ما چند عدد حیاتی داریم که باید به آنها توجه شود. یکی از این اعداد ۴۰ میلیارد دلار است که بودجه مصارف ماست، در حالی که منابع ما حدود ۲۰ میلیارد دلار است و بخش دیگر از طریق چاپ پول تامین می‌شود؛ یعنی در واقع از جیب مردم برداشت می‌شود. در مقابل، کشورهایی که با ما درگیر هستند منابع بسیار بزرگ‌ تری دارند؛ برای مثال بودجه آمریکا حدود ۷ هزار میلیارد دلار و بودجه عربستان حدود ۳۵۰ میلیارد دلار است. بنابراین هرچه جنگ طولانی‌تر شود، مشخص است که اقتصاد ایران آمادگی و توان کافی برای تحمل یک جنگ فرسایشی طولانی را ندارد.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: ممکن است توان نظامی کشور برای یک دوره طولانی آماده باشد، اما اقتصاد ما در سال‌های گذشته به اندازه کافی تقویت نشده و یکی از دلایل آن نیز وجود رانت و فساد بوده که همچنان مبارزه جدی و کافی با آن صورت نگرفته است.

رانت و فساد اقتصاد را تضعیف کرده است

محمودی‌اصل با انتقاد از آنچه رانت و فساد در اقتصاد کشور خواند، گفت: اگر به ‌موقع با مفسدان اقتصادی و رانت مبارزه می‌کردیم و جلوی این مسائل را می‌گرفتیم، شرایط اقتصادی کشور می‌توانست بسیار متفاوت باشد و حتی نرخ ارز می‌توانست در محدوده بسیار پایین‌تری قرار بگیرد. در چنین شرایطی رضایت مردم نیز بیشتر بود و فشار تحریم‌ها و محاصره اقتصادی می‌توانست اثر کمتری داشته باشد. اگر سال‌ها پیش با رانت و فساد برخورد جدی می‌شد، تحریم‌کنندگان نیز می‌دانستند که فشار اقتصادی آنها اثر حداقلی خواهد داشت.

تصمیمات اقتصادی باید همیشه سناریومحور باشد

محمودی ‌اصل درباره چشم‌انداز بخش تولید در صورت تداوم وضعیت نه جنگ، نه صلح در نیمه دوم سال نیز گفت: باید توجه کنیم که تولید حتی پیش از جنگ نیز وضعیت مناسبی نداشت و حاشیه سود تولید حدود ۱۲ تا ۱۶ درصد بود. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت تولیدکننده‌ای که پیش از جنگ با مشکلات متعددی مواجه بوده، در شرایط جنگی بتواند به‌راحتی تاب‌آوری کند. اینکه بخش قابل ‌توجهی از منابع به سمت دلالی و سوداگری رفته، یکی از دلایلش این است که با تولید به ‌خوبی رفتار نکرده‌ایم. وضعیت تولید خوب نیست و برای افزایش تاب‌آوری اقتصاد باید تولید را تقویت کنیم.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به وابستگی بخشی از تولید به واردات مواد اولیه گفت: برخی مواد اولیه مورد نیاز تولید از خارج وارد می‌شود و از سوی دیگر بسیاری از محصولات تولیدی نیز صادر می‌شوند. بنابراین ادامه شرایط فعلی می‌تواند به کمبود برخی کالاها، کاهش تولید و تعدیل نیروی کار منجر شود.

محمودی‌اصل با تاکید بر ضرورت اتخاذ تصمیمات سناریومحور گفت: من همیشه تاکید می‌کنم که کشور را نباید حماسی اداره کرد؛ حتی جنگ را هم نباید حماسی اداره کرد. جنگ را باید حماسی جنگید، اما تصمیمات اقتصادی باید همیشه سناریومحور و منطقی باشد. در حوزه تولید باید تدابیر مناسب اندیشیده شود. تولیدکنندگان برای اینکه بتوانند فشارهای تورمی را تحمل کنند، بخشی از سرمایه در گردش خود را به خرید طلا و دلار اختصاص داده‌اند تا بخشی از آثار تورم را خنثی کنند.

محمودی‌اصل در پایان گفت: وقتی تولیدکننده به جای سرمایه‌گذاری در تولید، ناچار می‌شود بخشی از منابع خود را برای حفظ ارزش دارایی‌اش به بازار طلا و ارز ببرد، این مسئله به معنای خروج منابع از چرخه تولید است و در نهایت می‌تواند توان تولید و تاب‌آوری اقتصاد را کاهش دهد.