شبنم مشحونی، روز دوشنبه ۲۶ مرداد در گفتوگو با ایسنا، روانشناسی زرد را اینگونه تعریف کرد: روانشناسی زرد به مجموعهای از مطالب، توصیهها و آموزشهایی گفته میشود که با استفاده از مفاهیم روانشناسی، اما بدون پشتوانه علمی کافی یا با تحریف یافتههای پژوهشی، تلاش میکنند راهحلهای ساده، سریع و قطعی برای مسائل پیچیده روان انسان ارائه دهند.
وی افزود: هدف چنین محتواهایی در بسیاری از موارد، بیش از آنکه ارتقای سلامت روان باشد، جذب مخاطب، جلب توجه یا افزایش فروش است و به همین دلیل ممکن است محتوایی که از نظر ظاهری روانشناختی و تخصصی به نظر میرسد، در واقع فاقد مبنای علمی قابل اتکا باشد. این نوع محتوا میتواند بر نگرش افراد نسبت به سلامت روان، روابط و تصمیمگیریهای زندگی تأثیر منفی بگذارد.
وی کاهش اعتماد به روانشناسی علمی، به تأخیر افتادن روند درمان، ایجاد احساس گناه و سرزنش خود، شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه و گسترش اطلاعات نادرست را از جمله آسیبهای روانشناسی زرد عنوان کرد.
مشحونی ادامه داد: جامعهای که بیش از روانشناسی مبتنی بر شواهد به محتوای زرد تکیه کند، با افزایش باورهای نادرست درباره سلامت روان، کاهش مراجعه به متخصصان، اتلاف زمان و هزینه و در نهایت افت کیفیت سلامت روان عمومی مواجه خواهد شد. ترویج سواد روانشناختی، مراجعه به منابع علمی معتبر و دریافت خدمات از متخصصانی که صلاحیت حرفهای دارند، از مهمترین راهکارهای پیشگیری از آسیبهای ناشی از روانشناسی زرد است.
نوجوانان و جوانان در معرض آسیب بیشتری قرار دارند
وی با بیان اینکه روانشناسی زرد میتواند اقشار مختلف جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، اظهار کرد: با این حال، نوجوانان و جوانان به دلیل استفاده بیشتر از شبکههای اجتماعی و قرار داشتن در دوره هویتیابی، میتوانند بیش از سایر گروهها در معرض تأثیرات این محتوا قرار گیرند. محتواهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی میتوانند بر اعتماد به نفس، سبک زندگی، نگرش نسبت به خود و دیگران و حتی تصمیمهای این گروه سنی تأثیر بگذارند.
وی ادامه داد: افرادی که با مشکلات روانی مانند وسواس یا افسردگی مواجه هستند نیز ممکن است به دلیل تمایل به پیدا کردن سریع راهحل، بیشتر به چنین محتواهایی مراجعه کنند. همچنین افرادی که سواد روانشناختی پایینتری دارند، ممکن است پذیرش بیشتری نسبت به ادعاهای مطرحشده در این محتواها داشته باشند و در نتیجه آسیبپذیرتر باشند.
وعده تحول یکشبه، یکی از نشانههای روانشناسی زرد
این روانشناس درباره ویژگیهای محتوای زرد در حوزه روانشناسی، گفت: یکی از مهمترین نشانهها، ارائه وعدههای اغراقآمیز و قطعی است؛ برای مثال، محتوایی ادعا میکند که فرد میتواند با استفاده از یک تکنیک، زندگی خود را بهطور کامل متحول کند، در حالی که مسائل روانشناختی معمولاً پیچیدهتر از آن هستند که با یک تکنیک ساده و فوری حل شوند.
وی با تأکید بر اینکه شرایط روانی و اجتماعی افراد با یکدیگر متفاوت است، اظهار کرد: ارائه راهحل یکسان برای همه افراد نیز یکی دیگر از نشانههای محتوای غیرعلمی است. افراد از نظر ویژگیهای فردی، هوش، شرایط اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی و امکانات در موقعیتهای یکسانی قرار ندارند و نمیتوان یک نسخه واحد برای همه تجویز کرد.
وی نداشتن پشتوانه پژوهشی را از دیگر ویژگیهای روانشناسی زرد دانست و افزود: برخی از این محتواها بدون ارائه شواهد علمی و تحقیقات معتبر، ادعاهایی را مطرح میکنند که ممکن است برای مخاطب جذاب باشد، اما از نظر علمی قابل دفاع نباشد.
حتی امید کاذب هم میتواند آسیبزا باشد
این روانشناس با اشاره به استفاده از هیجان در تولید محتوای روانشناسی زرد، گفت: ایجاد هیجان و امید کاذب نیز یکی از روشهایی است که در برخی از این محتواها مورد استفاده قرار میگیرد. ممکن است فرد برای مدتی تحت تأثیر چنین هیجانی احساس کند که میتواند تمام مشکلات خود را حل کند، اما این هیجان پایدار نیست و پس از فروکش کردن آن، حتی ممکن است اعتماد به نفس فرد کاهش پیدا کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، برخی محتواها با ایجاد ترس یا اضطراب تلاش میکنند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین مخاطب باید نسبت به محتواهایی که با ایجاد هیجان شدید، ترس یا وعدههای قطعی تلاش میکنند تصمیم او را تحت تأثیر قرار دهند، نگاه انتقادی داشته باشد.
مشحونی، نادیده گرفتن نقش متخصصان و روانپزشکان را از دیگر آسیبهای این جریان عنوان کرد و گفت: استفاده از عناوین غیرواقعی یا مبهم نیز میتواند مخاطب را دچار اشتباه کند. برای مثال، صرفاً ارائه سخنرانیهای انگیزشی یا معرفی خود با عناوین مختلف، به معنای برخورداری از تخصص و صلاحیت حرفهای در حوزه سلامت روان نیست.
چگونه روانشناسی علمی را از روانشناسی زرد تشخیص دهیم؟
وی با بیان اینکه مهمترین معیار برای تشخیص محتوای علمی، توجه به پشتوانه آن است، اظهار کرد: مخاطب باید بررسی کند که آیا محتوای ارائهشده بر شواهد علمی و پژوهشهای معتبر استوار است یا صرفاً مجموعهای از وعدهها و توصیههای جذاب ارائه میدهد.
وی تصریح کرد: روان انسان پیچیده است و نمیتوان برای مسائل پیچیده، همیشه راهحلهای ساده و فوری ارائه کرد. بنابراین هر محتوایی که وعده قطعی، سریع و یکسان برای همه افراد ارائه میدهد، باید با نگاه انتقادی بررسی شود.
مشحونی با اشاره به نقش شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، در انتشار محتوای روانشناختی، گفت: درست است که در بستر اینستاگرام هم محتوای علمی و هم روانشناسی زرد رواج پیدا کرده است، اما میتوان از همین بستر برای ترویج روانشناسی علمی و افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان نیز استفاده کرد.
وی افزود: محتوای روانشناسی زرد معمولاً ساده، کوتاه و هیجانانگیز است و به همین دلیل قابلیت بیشتری برای جلب توجه و دریافت بازدید دارد. تجاری شدن محتوا نیز میتواند این روند را تشدید کند، زیرا مطالب اغراقآمیز و غیرواقعبینانه در بسیاری از موارد جذابیت بیشتری برای مخاطب دارند.
این روانشناس با اشاره به دسترسی آسان افراد غیرمتخصص به فضای مجازی، اظهار کرد: در شبکههای اجتماعی تقریباً هر فردی میتواند خود را با عناوینی مانند مربی یا کارشناس معرفی کند، بدون اینکه الزاماً آموزش تخصصی یا مجوز حرفهای لازم را داشته باشد.
وی ادامه داد: آسیبهای ناشی از این مسئله نسبت به گذشته میتواند گستردهتر باشد، زیرا سرعت انتشار اطلاعات و تعداد مخاطبان به شکل چشمگیری افزایش یافته است؛ با این حال، نباید فراموش کرد که همین فضا فرصت ارزشمندی برای آموزش عمومی، افزایش آگاهی درباره سلامت روان و دسترسی آسانتر مردم به روانشناسان متخصص فراهم کرده است.
مشحونی تأکید کرد: بنابراین مسئله اصلی، وجود اینستاگرام یا شبکههای اجتماعی نیست، بلکه کیفیت محتوایی است که در این بستر منتشر میشود. روانشناسی زرد زمانی خطرناک میشود که جایگزین روانشناسی علمی شود. سلامت روان موضوعی پیچیده است و برای مشکلات پیچیده، معمولاً راهحلهای ساده و فوری وجود ندارد.
وی افزود: هر محتوایی که با وعدههای قطعی، نسخههای یکسان برای همه یا درمانهای سریع و ساده ارائه میشود، باید با نگاه انتقادی مورد بررسی قرار گیرد. داشتن میلیونها دنبالکننده، قدرت بیان، محبوبیت یا فعالیت گسترده در شبکههای اجتماعی، لزوماً به معنای برخورداری از تخصص و صلاحیت حرفهای نیست و مخاطبان نباید تعداد دنبالکنندگان یک فرد را معادل میزان تخصص او در نظر بگیرند.
وی در پایان، افزایش سواد روانشناختی و سواد رسانهای را از مهمترین راهکارهای مقابله با روانشناسی زرد دانست و گفت: مردم باید بتوانند میان محتوای علمی و محتوای تبلیغاتی تمایز قائل شوند و در مواجهه با مسائل جدی سلامت روان، به جای تکیه بر توصیههای فضای مجازی، به روانشناس یا روانپزشک دارای صلاحیت مراجعه کنند؛ چراکه مراجعه به متخصص نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه آگاهی و مسئولیتپذیری نسبت به سلامت روان است.