تحولات نظامی سالهای اخیر، از حمله پهپادی اوکراین به پایگاههای بمبافکن هستهای روسیه گرفته تا تجاوزات آمریکا-اسرائیل به ایران و تنشهای هند و پاکستان، این پرسش را بیش از هر زمان دیگری مطرح کرده است که آیا سلاحهای هستهای هنوز ابزار مؤثری برای بازدارندگی هستند؟ گسترش پهپادها، موشکهای دقیق و جنگهای متعارف نشان داده که اتکای صرف به زرادخانههای هستهای دیگر نمیتواند امنیت کشورها را تضمین کند.
به گزارش ایسنا، فارن افرز در مقالهای با عنوان «شکست بازدارندگی هستهای» با اشاره به عملیات «تار عنکبوت» (Operation Spider’s Web) اوکراین در ژوئن ۲۰۲۵ که نیروهای اطلاعاتی اوکراین پهپادهای کوچکی را بهصورت مخفیانه در نزدیکی پایگاههای هوایی روسیه مستقر کردند و با استفاده از شبکه تلفن همراه روسیه، آنها را از راه دور به پرواز درآوردند، آورده است: نتیجه این حمله، نابودی یا آسیبدیدگی دهها هواپیمای راهبردی روسیه، از جمله بمبافکنهای هستهای بود. اهمیت این عملیات تنها در هزینه اندک پهپادها در برابر ارزش بالای اهداف نبود، بلکه نشان داد که حتی داراییهای هستهای یک قدرت بزرگ نیز در برابر حملات متعارف آسیبپذیر هستند.
براساس این نوشتار، این رویداد بخشی از روندی گستردهتر است که نشان میدهد بازدارندگی هستهای دیگر مانند گذشته مؤثر نیست. برای دههها تصور میشد که داشتن سلاح هستهای بهترین تضمین امنیت ملی است. بسیاری معتقد بودند اگر اوکراین پس از فروپاشی شوروی سلاحهای هستهای خود را حفظ کرده بود، روسیه هرگز به آن حمله نمیکرد. به همین ترتیب، برخی تصور میکنند اگر ایران به سلاح هستهای دست یافته بود، اسرائیل و آمریکا جرئت حمله به آن را نداشتند. اما واقعیتهای اخیر تصویر متفاوتی ارائه میدهند.
اوکراین به تأسیسات مرتبط با توان هستهای روسیه حمله میکند؛ ایران و گروههای متحدش بارها اسرائیل را که به داشتن سلاح هستهای مشهور است هدف قرار دادهاند؛ و هند و پاکستان، با وجود داشتن زرادخانههای هستهای، در سال ۲۰۲۵ وارد شدیدترین درگیری خود در دهههای اخیر شدند. این نمونهها نشان میدهند که کشورها و حتی بازیگران غیردولتی دیگر از تهدید هستهای به اندازه گذشته هراس ندارند و حاضرند با استفاده از ابزارهای متعارف مانند موشکها، پهپادها و حملات سایبری به قدرتهای هستهای ضربه بزنند.
فارن افرز با اشاره به مفهوم «تابوی هستهای» ادامه داده است: از سال ۱۹۴۵ تاکنون هیچ کشوری از سلاح هستهای در جنگ استفاده نکرده است و رهبران سیاسی بهخوبی میدانند که شکستن این تابو پیامدهای سیاسی، اخلاقی و تاریخی عظیمی خواهد داشت. همین مسئله باعث شده تهدید به استفاده از سلاح هستهای در بسیاری موارد فاقد اعتبار عملی باشد. در چنین شرایطی، «بازدارندگی از طریق مجازات» (تهدید به پاسخ هستهای) در حال تضعیف شدن است و باید جای خود را به «بازدارندگی از طریق انکار» بدهد؛ یعنی کشورها به جای اتکا به تهدید هستهای، توان دفاعی و حفاظتی خود را آنقدر افزایش دهند که حمله دشمن بیفایده به نظر برسد.
براساس این مقاله، نمونه بارز این رویکرد، اسرائیل است. اسرائیل با وجود برخورداری از توان هستهای، نتوانسته مانع حملات موشکی ایران، حزبالله یا حوثیها شود. به همین دلیل، بیش از هر چیز بر سامانههای دفاع موشکی چندلایه مانند «گنبد آهنین»، «فلاخن داوود» و «پیکان» تکیه کرده است. با این حال، حتی این سامانهها نیز با چالش جدیدی روبهرو هستند: پهپادها و موشکهای ارزانقیمت و پرتعداد میتوانند هزینه دفاع را بسیار بیشتر از هزینه حمله کنند.
در میان قدرتهای بزرگ هستهای، بازدارندگی هنوز تا حدی کار میکند؛ زیرا هر دو طرف از توانایی نابودی متقابل برخوردارند و هیچکدام نمیتواند حملهای انجام دهد که پاسخ طرف مقابل را کاملاً از بین ببرد. همین موضوع مانع رویارویی مستقیم میان ناتو و روسیه شده است. با این حال، افزایش سریع توان هستهای چین میتواند این تعادل را در آینده برهم بزند.
در مورد هند و پاکستان نیز سلاحهای هستهای نتوانستهاند از وقوع جنگ متعارف جلوگیری کنند. آنچه باعث پایان سریع درگیریها میشود، بیشتر نگرانی قدرتهای خارجی از احتمال تشدید بحران به سطح هستهای است تا خودِ بازدارندگی هستهای.
به هر حال تحولات جاری نشان میدهد گسترش سلاحهای هستهای راهحل مشکلات امنیتی نیست. کشورهای مختلف از جمله لهستان، آلمان، کره جنوبی، ژاپن و عربستان سعودی گاه درباره دستیابی به توان هستهای بحث میکنند، اما داشتن بمب اتمی نهتنها امنیت را تضمین نمیکند، بلکه میتواند خطرات جدیدی ایجاد کند. افزایش تعداد کشورهای هستهای احتمال استفاده تصادفی، دسترسی گروههای تروریستی به مواد هستهای و تشدید رقابتهای تسلیحاتی را بیشتر خواهد کرد.
دولتها باید به جای صرف هزینههای عظیم برای توسعه زرادخانههای هستهای، روی تابآوری، حفاظت فیزیکی از تأسیسات راهبردی، سامانههای دفاع هوایی و موشکی و مقابله با پهپادها سرمایهگذاری کنند. همچنین کشورها باید توافق کنند که نیروگاههای هستهای و تأسیسات مرتبط با سلاحهای هستهای را هدف حملات متعارف قرار ندهند تا خطر تشدید ناخواسته درگیریها کاهش یابد.
فارن افرز در پایان آورده است: سلاحهای هستهای هنوز در جلوگیری از جنگ هستهای میان قدرتهای بزرگ نقش دارند، اما دیگر نمیتوانند بهطور مؤثر مانع حملات متعارف، پهپادی و موشکی شوند. در دنیای جدید، امنیت بیش از آنکه به تعداد کلاهکهای هستهای وابسته باشد، به توان دفاعی، تابآوری و سازگاری کشورها با فناوریهای نوین جنگ بستگی دارد.