مهشید چوبداری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: یکی از مهمترین باورهای غلط این است که اعتیاد فقط نتیجه «ضعف اراده» و «انتخاب بد» است، در حالی که واقعیت علمی نشان میدهد اعتیاد فراتر از یک انتخاب است؛ زیرا اگرچه مصرف اولیه ممکن است داوطلبانه باشد، اما با تکرار مصرف، تغییراتی در ساختار و عملکرد مغز، بهویژه در قشر پیشپیشانی که مسئول کنترل تکانه و تصمیمگیری است، ایجاد میشود و وقتی مدارهای مغزی تغییر میکنند، فرد توانایی «نه» گفتن را از دست میدهد.
وی افزود: از نظر روانشناسانه باید تاکید کرد که مقایسه اعتیاد با ضعف اراده، مثل این است که از کسی که دچار دیابت است بخواهیم با «ارادهاش» سطح انسولین خود را تنظیم کند و اعتیاد نیز به جای نصیحت، به مداخلات دارویی و رواندرمانی تخصصی نیاز دارد.
این روانشناس با اشاره به نقش وراثت در اعتیاد تصریح کرد: همچنین این باور غلط وجود دارد که اگر کسی در خانه اعتیاد دارد، حتماً مشکل از محیط خانواده یا والدین است، اما واقعیت علمی حاکی از آن است که اگرچه محیط خانواده با ویژگیهایی نظیر تنش، ضربه روحی یا سبک فرزندپروی نقش مهمی ایفا میکند، اما اعتیاد در واقع ترکیبی پیچیده از ژنتیک، محیط و ویژگیهای شخصیتی است؛ بهطوری که بسیاری از افراد در محیطهای سالم هم ممکن است دچار اعتیاد شوند و بسیاری از افراد در محیطهای آسیبزا دچار اعتیاد نمیشوند، و در اینجا باید اشاره کرد که نقش وراثت در اعتیاد، بهویژه در مورد الکل و مواد، حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد است که نشان میدهد برخی افراد بهطور بیولوژیکی در برابر اعتیاد آسیبپذیرترند.
مفهوم اعتیاد در روانشناسی مدرن
چوبداری در ادامه با تأکید بر اینکه باید به این واقعیت پرداخت که برخلاف باور غلطی که اعتیاد را فقط محدود به مواد مخدر مانند هروئین و شیشه میداند، مفهوم اعتیاد در روانشناسی مدرن بسیار گستردهتر است، بیان کرد: زیرا اعتیاد به رفتارهایی مانند قمار، اینترنت، بازیهای ویدئویی، خرید و حتی روابط عاطفی سمی نیز همگی سیستم پاداش مغز یا همان دوپامین را مشابه مواد مخدر فعال میکنند و در واقع آنچه ماده یا رفتار اعتیادآور را تعریف میکند، همان «تکرار اجباری علیرغم پیامدهای منفی» است.
وی ادامه داد: یکی دیگر از خطرناکترین باورهای غلط این است که فرد معتاد باید «به ته خط» (Rock Bottom) برسدتا درمان شود، اما واقعیت علمی خلاف این موضوع را ثابت میکند؛ چرا که بسیاری از افراد میتوانند پیش از «به ته خط رسیدن» که اغلب با مرگ، زندان یا فروپاشی کامل همراه است، با مداخلات زودهنگام درمان شوند و از نظر روانشناسانه، «مداخله زود هنگام» (Early Intervention) نرخ موفقیت درمان را بهشدت افزایش میدهد، زیرا منتظر ماندن برای فاجعه، فرصتهای طلایی بهبودی را میسوزاند.
این روانشناس گفت: همچنین این تصور که اگر کسی دوباره مصرف کرد، یعنی شکست خورده و درمان بیفایده است، یک باور غلط است؛ زیرا واقعیت علمی بر این است که اعتیاد یک بیماری مزمن مانند فشار خون یا آسم است و در بیماریهای مزمن، احتمال عود (Relapse) وجود دارد، بنابراین عود به معنای شکست درمان نیست بلکه نشاندهنده این است که برنامه درمانی باید تنظیم یا تغییر کند و باید دانست که مسیر بهبودی خطی نیست بلکه یک فرآیند پرفراز و نشیب است که نیاز به صبر و حمایت مستمر دارد.
اعتیاد یک «بحران روانشناختی» است
چوبداری با بیان اینکه در نهایت، باید توجه داشت که سمزدایی یا همان قطع مصرف، مساوی با درمان نیست، اظهار کرد: چرا که سمزدایی فقط مرحله اول و فیزیکی و مهمترین بخش درمان، «رواندرمانی» است، زیرا فرد باید یاد بگیرد که چرا به سمت اعتیاد رفته، مثلاً برای فرار از اضطراب، افسردگی یا تروماهای دوران کودکی و مهارتهای مقابلهای جدید یاد بگیرد، و اگر ریشه روانی اعتیاد درمان نشود، فرد حتی پس از سمزدایی، بهراحتی به دلیل عدم توانایی در مدیریت هیجانات، دوباره به چرخه اعتیاد بازمیگردد.
وی در پایان با تأکید بر اینکه اعتیاد یک «بحران روانشناختی» است، بیان کرد: در توصیه نهایی به خانوادهها و اطرافیان تاکید میشود که اگر با مسئله اعتیاد مواجه هستید، اولین قدم این است که از قضاوتهای اخلاقی مانند تنبل، بیعرضه یا خودخواه خواندن فرد دست بکشید، زیرا اعتیاد یک «بحران روانشناختی» است و بهترین راهکار، مراجعه به کلینیکهای ترک اعتیاد است که دارای تیمهای چندتخصصی شامل روانپزشک، روانشناس و مددکار هستند.