مدرس دانشگاه آزاد اسلامی تأکید کرد که در کنار توان نظامی، ظرفیت تحمل فشار اقتصادی نقش تعیینکنندهای در پیروزی در نبردهای نوین دارد.
پوریا واثقی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار کرد: این جنگ با تمام جنگهای پیشین متفاوت بوده و آنچه این روزها میبینیم، نمونهای عینی و زنده از الگوهای جنگ نامتقارن است که سالها در دانشگاهها تدریس میشد.
دکترین موزاییکی؛ توزیع فرماندهی به جای تمرکز
وی افزود: نکتهای که بسیاری از تحلیلگران از آن غفلت میکنند، این است که آنچه امروز با عنوان «دکترین موزاییکی» مطرح میشود، به معنای توزیع فرماندهی و کنترل در هزاران نقطه بهجای تمرکز در یک مرکز واحد است.
واثقی تأکید کرد: به همین دلیل، پس از اعلام خبر شهادت رهبری، برخی تحلیلگران غربی تصور کردند کار تمام است، اما در عمل دیدیم که ساختار فرماندهی در کمتر از ۲۴ ساعت بازسازی شد. این نشان میدهد که با یک ارتش کلاسیک مواجه نیستیم، بلکه با یک شبکه زنده و هوشمند روبهرو هستیم.
نبرد فرسایشی اقتصادی؛ برتری در نسبت هزینهها
این مدرس دانشگاه با اشاره به ابعاد اقتصادی جنگ گفت: ایران با پهپادهای شاهد وارد میدان شد که قیمت هر کدام حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار است، در حالی که برای مقابله با آنها، موشکهای پاتریوت با هزینهای حدود ۴ میلیون دلار بهکار گرفته میشود. به بیان دیگر، دشمن برای هر پهپاد، تا ۸۰ برابر بیشتر هزینه کرد.
وی خاطرنشان کرد: این جنگ، جنگ فرسایش منابع مالی طرف مقابل بوده و هدف آن، فشار اقتصادی مستمر بر دشمن است.
هزینههای سنگین جنگ برای آمریکا و فشار سیاسی داخلی
واثقی ادامه داد: بر اساس گزارشهای منتشرشده از اندیشکدهها، آمریکا روزانه صدها میلیون دلار برای این جنگ هزینه کرده که در مقیاس ماهانه به دهها میلیارد دلار میرسد. این در حالی است که همزمان، فضای سیاسی داخلی آمریکا با چالشهایی مانند انتخابات میاندورهای و کاهش محبوبیت دولت مواجه است.
وی افزود: این شرایط، فشار قابلتوجهی بر کاخ سفید وارد کرده و وعده «پیروزی سریع» را با تردید جدی روبهرو ساخت.
عبور جنگ از میدان نظامی به عرصه اقتصادی
این تحلیلگر مسائل راهبردی تصریح کرد: جنگ از فاز صرفاً نظامی عبور کرده و وارد مرحله اقتصادی شده است. اختلال تردد در تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت تا بیش از ۱۰۰ دلار و عبور قیمت بنزین در آمریکا از مرز ۴ دلار، نشان میدهد فشار مستقیم بر زندگی شهروندان آمریکایی وارد شده است.
وی بیان کرد: در چنین شرایطی، طرف مقابل در یک وضعیت فرسایشی و پیچیده قرار گرفت که خروج از آن بهسادگی ممکن نبود.
جنگ روایتها؛ نمایش هزینههای انسانی برای دشمن
واثقی با اشاره به بعد روانی جنگ گفت: یکی از لایههای کمتر دیدهشده، جنگ روایتها در فضای مجازی است. انتشار ویدیوهایی از حضور مردم در دفاع از تأسیسات حساس و اعلام آمارهایی مانند ثبتنام میلیونها نفر برای جانفشانی، پیام روشنی به طرف مقابل منتقل کرده و اینکه هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بسیار سنگین خواهد بود.
تابآوری اقتصادی؛ تعیینکننده نتیجه جنگ
این تحلیلگر مسائل راهبردی با تأکید بر اهمیت بُعد اقتصادی جنگ اظهار کرد: موضوع «تابآوری اقتصادی» یکی از کلیدیترین مؤلفهها در این تقابل است. جنگ اقتصادی ماهیتی دوطرفه دارد؛ اگرچه تحریمها فشار ایجاد میکند، اما ورود به جنگ مستقیم نیز هزینههای سنگینی برای آمریکا بههمراه داشته است.
وی ادامه داد: بهعنوان نمونه، از دست دادن یک جنگنده پیشرفته میتواند صدها میلیون دلار خسارت بههمراه داشته باشد و آسیب به یک ناو هواپیمابر، میلیاردها دلار هزینه ایجاد میکند؛ در حالی که هزینه تولید برخی تسلیحات در طرف مقابل، بهمراتب کمتر است. این همان معادله «هزینه–فایده» است که در نهایت به سود بازیگری تمام میشود که با هزینه کمتر میجنگد.
واثقی در جمعبندی تحلیل خود گفت: آمریکا بهدنبال نوعی خروج تدریجی و آبرومندانه از این وضعیت بود مشابه آنچه در افغانستان و عراق رخ داد، با این تفاوت که اینبار توجیه اقتصادی آن برای افکار عمومی آمریکا دشوارتر خواهد بود.
وی افزود: افزایش هزینههای انرژی و فشار بر معیشت شهروندان آمریکایی، میتواند بر تصمیمگیریهای سیاسی اثرگذار باشد و نگاه رأیدهندگان را بیش از پیش به مسائل اقتصادی معطوف کند.