در تحقیق جدیدی که توسط محققان ایرانی انجام شده است، ارتباط میان مشکلات مختلف زندگی دانشجویان و میزان گرایش آنان به تقلب علمی مورد بررسی قرار گرفته است؛ مسئلهای که بسیاری آن را بحرانی رو به گسترش میدانند.
به گزارش ایسنا، تقلب دانشگاهی سالهاست به عنوان یکی از نگرانیهای اصلی نظامهای آموزش عالی در جهان مطرح است. منظور از عدم صداقت دانشگاهی، هر نوع رفتار غیرصادقانه برای پیشرفت تحصیلی است؛ از رونویسی بدون ذکر منبع گرفته تا جعل دادهها، خرید پایاننامه یا استفاده از ابزارهای غیرمجاز در امتحان. برخی پژوهشگران این پدیده را آنقدر گسترده میدانند که از آن با عنوان «اپیدمی» یاد کردهاند. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند درصد قابل توجهی از دانشجویان در کشورهای مختلف دستکم یک بار مرتکب نوعی تقلب شدهاند. حتی با گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، شکلهای تازهای از تقلب نیز پدید آمده که نگرانیها را دوچندان کرده است.
در ایران نیز مطالعات مختلف از شیوع قابل توجه تقلب دانشگاهی حکایت دارند. برخی پژوهشها نشان دادهاند درصد بالایی از دانشجویان دستکم یک بار در طول تحصیل خود رفتار متقلبانه انجام دادهاند. با وجود این، یکی از ضعفهای تحقیقات پیشین آن بوده که اغلب فقط به یک یا چند عامل محدود پرداختهاند و کمتر تلاش شده مجموعهای از عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی و دانشگاهی به طور همزمان بررسی شود. در حالی که رفتار انسان معمولاً نتیجه تعامل چندین عامل است و نمیتوان آن را صرفاً با یک ویژگی شخصیتی یا یک مشکل آموزشی توضیح داد. همین ضرورت، زمینه انجام پژوهشهای تازه را فراهم کرده است.
سعید کبیری از گروه مطالعات اجتماعی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی به همراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، تحقیقی را در همین راستا و درباره ارتباط میان قلمروهای مسئلهساز زندگی و عدم صداقت دانشگاهی در میان دانشجویان دانشگاه تهران انجام دادهاند. آنان در این پژوهش کوشیدهاند نشان دهند مشکلات و چالشهای موجود در حوزههای مختلف زندگی دانشجویان چگونه میتواند با گرایش به تقلب علمی مرتبط باشد و چه سازوکارهایی در این میان نقش دارند.
در این پژوهش ۳۵۸ نفر از دانشجویان دانشکدههای دانشگاه تهران با کمک پرسشنامههای مختلف، دادههای مورد نیاز محققان را فراهم آوردهاند. این پرسشنامهها در مورد میزان تقلب دانشگاهی، خودکنترلی، اخلاق فردی، هویت اخلاقی، ارتباط با دوستان کجرو، دلبستگی به دانشگاه، رابطه با والدین، میزان نظارت والدین و همچنین انگیزه و بازدارندگی در برابر تقلب بودهاند. دادهها سپس با استفاده از روشهای آماری مختلف تحلیل شدند تا ارتباط میان عوامل فوقالذکر بهدقت بررسی شود.
بر اساس یافتههای این تحقیق، چهار قلمرو مسئلهساز زندگی شامل حوزه فردی، خانوادگی، همسالان و دانشگاهی، همراه با میزان انگیزه و بازدارندگی، توانستهاند ۴۸ درصد از تغییرات مربوط به عدم صداقت دانشگاهی را توضیح دهند. به بیان ساده، نزدیک به نیمی از تفاوت رفتار دانشجویان در زمینه تقلب را میتوان با توجه به این عوامل پیشبینی کرد.
همچنین مشخص شد این قلمروها بخشی از میزان انگیزه برای تقلب و نیز میزان بازدارندگی در برابر آن را توضیح میدهند. تفاوتهای جنسیتی نیز معنادار بود و مردان بیش از زنان درگیر رفتارهای غیرصادقانه گزارش شدند. سن و مقطع تحصیلی نیز بر میزان تقلب اثر داشتند.
نتایج نشان میدهند ضعف در اخلاق فردی، خودکنترلی پایین و هویت اخلاقی ضعیف با افزایش احتمال تقلب مرتبط است. در حوزه خانواده نیز دلبستگی ضعیف به والدین، نظارت کم و تعارضات خانوادگی میتواند زمینه را برای رفتارهای متقلبانه فراهم کند. همچنین ارتباط با دوستانی که خود رفتارهای انحرافی دارند، فشار گروهی و عادی شدن تقلب در میان همسالان، نقش مهمی در افزایش این رفتار دارد. در سطح دانشگاهی نیز نبود حمایت آموزشی کافی، سیاستهای مبهم درباره صداقت تحصیلی و فضای رقابتی شدید میتواند دانشجویان را به سمت تقلب سوق دهد.
پژوهشگران این یافتهها را که در «فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران» وابسته به موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتشر شدهاند، در چارچوب نظریه عمومی جرم و بزهکاری تفسیر کردهاند. بر اساس این دیدگاه، شرایط آسیبزا در زندگی فرد میتواند انگیزه رفتارهای انحرافی را افزایش دهد و همزمان بازدارندههای اخلاقی و اجتماعی را تضعیف کند.
نوآوری این مطالعه نیز در آن است که به جای تمرکز بر یک عامل، به تعامل میان حوزههای مختلف زندگی توجه کرده و بر ضرورت مداخلات چندسطحی تأکید دارد.
مجریان این پژوهش در انتها اشاره کردهاند که برای کاهش تقلب دانشگاهی باید همزمان بر تقویت مهارتهای فردی مانند خودکنترلی، بهبود روابط خانوادگی، اصلاح سیاستهای دانشگاهی و تقویت فرهنگ صداقت در میان دانشجویان کار شود.