جستجو

آرشيو

تماس با ما

درباره ما

صفحه نخست

 
تاريخ درج: پنجشنبه، 16 بهمن 1404     
چرخه پنهان خشونت در خانه؛ کودکان چگونه قربانی می‌شوند؟

 «بدرفتاری با کودک» پدیده‌ای تازه نیست، اما آنچه امروز نگرانی‌ها را تشدید کرده، گستردگی آن در جوامع صنعتی و نقش پنهان خانواده، جامعه و فرهنگ در بازتولید این خشونت خاموش است؛ خشونتی که از تنبیه بدنی و تحقیر آغاز می‌شود و می‌تواند به افسردگی، بزهکاری و حتی خودکشی در نوجوانی برسد.

 
به گزارش ایسنا،‌ «بدرفتاری» با کودک به قدمت تاریخ انسان است، همه پذیرفته‌اند که این مشکل وجود دارد و پژوهشگران سعی دارند که علت آن را شناسایی کنند؛ شاید افزایش نگرانی عمومی به این علت باشد که بدرفتاری با کودک در کشورهای صنعتی بزرگ، بسیار شایع است.
 
به طور کلی بدرفتاری با کودک به صورت‌ جسمانی، جنسی، بی‌توجهی جسمانی و روانی اعمال می‌شود ازصدمات جسمانی گرفته تا بهره‌کشی و بی‌توجهی و تحقیر و ... را شامل می‌شود.
 
چرا با کودک بدرفتاری می‌کنند؟
 
یافته‌های قدیم حاکی از آن بوده که بدرفتاری با کودک در اثر اختلال روانی بزرگ‌ترهاست. اما طولی نکشید که معلوم شد هرچند بدرفتاری با کودک در بین والدین پریشان متداول‌تر است، اما «تیپ شخصیتی بدرفتار» وجود ندارد. گاهی حتی والدین «بهنجار» به فرزندانشان آسیب می‌رسانند. ضمنا، والدینی که در کودکی مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند، لزوما این کار را در مورد فرزندان خودشان انجام نمی‌دهند.
 
پژوهشگران برای کمک به آگاهی از بدرفتاری با کودک، به نظریه سیستم‌های بوم‌شناختی روی می‌آورند. آنها دریافتند که متغیرهای متعددی در سطح خانواده، جامعه و فرهنگ موجب بدرفتاری و بی‌توجهی به کودک می‌شود.
 
خانواده
 
در چارچوب خانواده، برخی کودکان آنهایی که ویژگی‌هایشان باعث می‌شود بزرگ کردن آنها با سختی و مرارت همراه باشد به احتمال بیشتری مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند. کودکانی که زودرس یا خیلی بیمار هستند؛ یا از لحاظ سرشتی، بدقلق، بی‌توجه و بیش فعال‌اند؛ یا مشکلات رشدی دیگری دارند، از جمله این کودکان هستند؛ اما این‌که آیا این کودکان عملا مورد بدرفتاری قرار بگیرند یا نه به ویژگی‌های والدین آنها بستگی دارد. در یک تحقیق معلوم شد کودکانی که از لحاظ سرشتی بدقلق بودند و با آنها بدرفتاری شده بود، مادرانی داشتند که معتقد بودند برای نظارت بر رفتار فرزندانشان، چاره دیگری نداشتند. آنها سرکشی فرزند خود را به کله‌شقی یا سرشت بد نسبت می‌دادند و این نگرش باعث می‌شد که وقتی کودک بدرفتاری می‌کرد، سریعا به تنبیه بدنی روی بیاورند.
 
وقتی که بدرفتاری با کودک آغاز می‌شود، سریعا به صورت بخشی از رابطه خانوادگی در می‌آید. ناراحتی‌های جزئی که والدین بدرفتار به آنها واکنش نشان می‌دهند، مانند بچه غرغر و ایرادگیر، کودکی که لیوان شیر خود را روی زمین می‌ریزد، یا کودکی که بلافاصله به حرف والدین توجه نمی‌کند فورا تبدیل به ناراحتی‌های بزرگ‌تر می‌شود. بعد، رفتار والدین خشن‌تر می‌شود. والدین بدرفتار و بی‌توجه، در سال‌های پیش‌دبستانی به ندرت با فرزندانشان تعامل می‌کنند و هنگامی که با آنها تعامل می‌کنند به ندرت ابراز محبت و شادمانی می‌کنند؛ ارتباط آنها تقریبا همیشه منفی است.
 
البته، اغلب والدین به اندازه کافی خویشتندار هستند که در مواجهه با سرکشی فرزندشان بدرفتاری نکنند. همچنین با همه کودکان مبتلا به مشکلات رشدی، بدرفتاری نمی‌شود. قاعدتا باید عوامل دیگری جمع شود تا والدین به پاسخ‌دهی شدید وادار شوند. فشارهای عصبی کنترل ناشدنی والدین، با همه بدرفتاری‌ها، ارتباط نیرومندی دارد. والدین بدرفتار به موقعیت‌های استرس‌زا با انگیختگی هیجانی شدید پاسخ می‌دهند.
 
جامعه
 
اکثر والدین بدرفتار و بی‌توجه از حمایت اجتماعی روان‌شناسان محروم هستند این انزوای اجتماعی حداقل دو علت دارد: اولا خیلی از این خانواده‌ها به سبب سابقه زندگی خود یاد گرفته‌اند که به دیگران اعتماد نکنند و از آنها دوری جویند. آنها برای برقرار کردن روابط مثبت و حفظ آن با دوستان و خویشاوندان، فاقد مهارت لازم را هستند. ثانیا، والدین بدرفتار به احتمال زیاد در محله‌های فقیرنشینی زندگی می‌کنند که امکانات کمی برای رابطه بین خانواده و جامعه دارند؛ امکاناتی نظیر پارک‌ها؛ مهدکودک‌ها؛ برنامه‌های پیش‌دبستانی و مراکز تفریحی. به همین سبب، آنها فاقد «راه‌های نجات» هستند و هنگام بروز حالت‌های استرس‌زا کسی را ندارند که به او روی آورند و مشکلات خود را مطرح کنند و از او راهنمایی‌های لازم را بگیرند.
 
فرهنگ
 
ارزش‌ها، مقررات و آداب فرهنگی، بر بدرفتاری والدینی که احساس می‌کنند بار سنگینی بر دوش دارند، تاثیر عمیقی دارد. در جامعی که خشونت، شیوه مناسبی برای حل کردن مشکلات قلمداد می‌شود، زمینه برای بدرفتاری با کودک آماده می‌شود در کشورهایی که تنبیه بدنی مجاز نیست، مانند چین، ژاپن، لوکزامبورگ و سوئد، بدرفتاری با کودک نادر است.
 
اما بدرفتاری با کودک چه پیامدهایی دارد؟
 
در خانواده‌هایی که کودکانشان مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند نمی‌توانند خودگردانی هیجانی، همدلی و همدردی، خودپنداره و مهارت‌های اجتماعی را در آنها رشد دهند. به مرور زمان، این کودکان مشکلات جدی یادگیری و سازگاری از جمله شکست تحصیلی، افسردگی شدید، مشکلات با همسالان، سوءمصرف مواد و بزهکاری از خود نشان می‌دهند.
 
چه چیزی سبب توجیه این عواقب ناگوار می‌شود؟
 
به بحث قبلی‌مان درباره چرخه خصمانه تعامل والد کودک فکر کنید. این حالت در مورد کودکانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند، خیلی حادتر است. در واقع، خشونت خانوادگی با بدرفتاری با کودک، رابطه عمیقی دارد. بدیهی است که زندگی خانوادگی کودکانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند مملو از فرصت‌هایی برای آموختن پرخاشگری به عنوان راهی برای حل کردن مشکلات است.
 
از این گذشته پیام‌های تحقیرآمیز والدین که طی آن کودکان مسخره، تحقیر، طرد، یا وحشت‌زده می‌شوند، به عزت نفس کم، اضطراب زیاد، سرزنش کردن خود و تلاش برای گریختن از عذاب روانی شدید منجر می‌شود که گاهی به قدرتی شدید است که در نوجوانی به خودکشی می‌انجامد. کودکانی که مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند، در مدرسه مشکلات انضباطی جدی دارند، سرپیچی، انگیزش کم و ناپختگی شناختی باعث اختلال در پیشرفت تحصیلی آنها می‌شود پیامدی که فرصت آنها را برای موفقیت در زندگی کاهش می‌دهد.



درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات: